روزی روزگاری: اپرای کهکشانی زیرپای فرمانده شپرد | نقد و بررسی بازی Mass Effect 2

اپرای فضایی (Space Opera*) به عنوان یک زیرسبک، در سبک علمی-تخیلی (Science fiction) شناخته می شود. سبکی که امروزه، و به علت توفیق عجیب هالیوود و توجه بی حدش به داستان های علمی-تخیلی، طرفداران بسیاری دارد و توانسته از دنیای کتاب های آیزاک آسیموف و آرتور سی.کلارک بیرون بیاید. اما جدا از موفقیت و وسعت عظیم این سبک زیبا و دوست داشتنی که همگی ما را حداقل، عاشق یکی از آثارِ خلق شده در این حوزه کرده است. باید به زیرسبک کمتر پرداخت شده و معرفی شده آن در ایران بپردازیم. زیر سبکی که بنا به موفقیت چشم گیر پدیده فرهنگی عظیمی به نام جنگ های ستاره*ای (StarWars) حالا به یکی از مهمترین زیر ژانر های سبک علمی تخیلی بدل گشته است. زیر سبکی که در واقع هیچ ادای دینِ تاثیر گذاری به علم نمی کند و همچون نوجوانی درگیر عشق اول، راهش را می گیرد و در پهنه بی همتای فضا، قصه مورد نظر خودش را تعریف می کند، آن هم بدون اینکه به جنبه های علمی آن توجهی داشته باشد. در داستان های اپرای فضایی می*شود با یک کشتی فضایی درب و داغانی مثل میلِنیوم فالکون (Millennium Falcon) به سرعت نور رسید و شاهزاده لیا را نجات داد. در این زیر سبکِ مهیج و دوست داشتنی، هیچ اجباری مبنی بر هماهنگ بودن رویداد های فضاییِ داستان با مسائل علمی وجود ندارد. از این رو نویسنگان و هنرمندانی که قصد خلق ماجرایی در سبک اپرای فضایی را دارند، می توانند به راحتی چندین قرن در زمان سفر کنند، به کهکشان های خیلی خیلی دور بروند و هزاران موجود هوشمند دیگر خلق کنند. تا انسان*ها را، که لازم نیست همیشه ساکن زمین باشند، از تنهایی عظیمشان در این جهان بی همتا در بیاورند. در واقع این زیرسبک به منظور خلق داستان های رمانتیک، درام و عاشقانه در فضایی علمی تخیلی ایجاد شد. به همین منظور در داستان های اپرای فضایی هیچ ترسی از شکستن قوانین فیزیک وجود ندارد و برای همین است که جرج لوکاس افسانه ای می تواند یک لایت سیبرِ رنگی بدهد دست قهرمانان داستانش و آن ها را در منظومه ای بسیار دور، تبدیل به جدای هایی افسانه ای کند.
شاید بتوان بزرگترین نمونه اپرای فضایی را پدیده فرهنگی بزرگی مثل جنگ ستارگان دانست. پدیده ای که از یک اثر سینمایی موفق شروع شد و حالا خودش را به عنوان یکی از مهمترین آثار فرهنگی تاریخ معرفی می کند. اثری که به واسطه بودنش در زیرسبک اپرای فضایی، حالا هیچ محدودیتی برای تخیلات سازندگانش ایجاد نمی کند و سازندگان می توانند این داستان غنی را تا هرجایی که می خواهند بسط دهد. یکی دیگر از نمونه های موفق این ساب-ژانر را می توان سری پیشتازان فضا (Star Trek) دانست. سری فیلم ها و سریال هایی که برای اولین بار در سال ۱۹۶۶ و با یک سریال عظیم به همگان معرفی شد. اما این زیر سبک دوست داشتنی، و البته با پتانسیل، در دنیای بازی های رایانه ای، جز در مواردی به شدت خاص، هیچ گاه نماینده ای مقتدر و قدرتمند، در حد و اندازه آثار سینمایی و تلویزیونی به خود ندیده بود. اثری که بتواند با بسط داستانی قدرتمند در جهانی غیر علمی اما باورپذیر، مخاطبش را مجبور به باورپذیری خودآگاه کند. (فرایندی که در آن مخاطب به طور ارادی و با علمِ کامل تمامی رخدادهای تخیلی و فانتزی داستان را بنا به منطق موجود در دنیای معرفی شده قبول و باور می*کند.) این جای خالی، کماکان وجود داشت تا اینکه …


مس افکت ۲، بازی بزرگی است، شاهکاری که زیر-سبک اپرای فضایی را در عرصه بازی های ویدئویی چندین قدم به جلو رانده.
افسانه*ای به نام شپردداشتم می*گفتم (امان از این وقفه های بی موقع!!)؛ تا اینکه فرمانده شپرد افسانه ای پا به عرصه گذاشت. شخصیتی که به معنای واقعی کامل و بی نقص پرداخت شد و توانست کاری کند که دنیای غنی و بزرگش را با تمام وجود پذیرفته و باور کنیم. و این باور، فقط و فقط اولین قدم در آشنایی ما در این اپرای فضایی عظیم و بی نقص بود. در سال ۲۰۰۷ و به لطفِ بایوور (BioWare) شاهد عرضه شدن یک بازی عجیب و غریب بودیم. بازی بزرگی که به دست یکی از کاربلدترین استدیوهای تاریخ بازی های ویدئویی در زمینه ساخت بازی های نقش آفرینی خلق شده بود. همه ما بایوور و کارهای بی همتایش را می*شناختیم. از دروازه بالدور گرفته تا سری جدید اما بی نظیر عصر اژدها. در زمان معرفی بازی جنجالی Mass Effect همه ما می دانستیم که این استدیو [بایوور] حداقل در زمینه ساخت بازی های نقش آفرینی کارش را خیلی خوب بلد است و محال است که دست روی پروژه عظیمی بگذارد و بازی بدی تحویلمان دهد. به همین جهت، همگی با خیالی راحت، در انتظار یکی از بهترین تجربه های نقش آفرینی بودیم. تجربه ای که قرار بود ما در کهکشان راه شیری و سیاره های بسیارش، با همان شیرینی وصف ناپذیر این سبک، غرق کند. هرچند که دلمان نمی خواست گیر موجوداتی مثل دارث ویدر بیفتیم و او هم دستمان را به راحتی قطع کند و بعدش بگوید که پدرمان است(!) اما یک جورهایی دلمان لک زده بود برای گشت گذارهایی بی پایان در فضای بی کران، برای راندن یک کشی فضایی، برای استفاده از سلاح هایی که شاید هیچ گاه بنا به قوانین علمی نمی توانسته اند وجود داشته باشند. ما در سال ۲۰۰۷، واقعاً تشنه و منتظر یک اپرای فضایی درست حسابی بودیم. در سالی که نه دیگر خبری از جنگ ستارگان و ماجراهای پادمه و آناکین بود و نه خبری از کاپیتان کرک و اینترپرایزِ بی*همتایش، و البته آقای اسپاک با آن ابروهایش. حتی دلمان برای شخصیت بامزه ای مثل اسکاتی هم تنگ شده بود. و درست در زمان همین خلاء موقت بود که اثرجرمی (Mass Effect) پیدایش شد و دلمان را برد. اثر حجمی یک اپرای فضایی کامل بود. یک بازی دقیق که همه المان های این زیرسبک را رعایت می کرد. اثر حجمی داستانی زیبا و درام را تعریف می کرد که دلمان را اسیر شخصیت های بی نظیرش می کرد. شخصیت هایی که بنا به کهن الگوهای اساسی ژانر شکل گرفته بودند. اما هیچ گاه درگیرِ نقش های ساده کهن الگویی*شان نشدند. از کاپیتان شپردِ افسانه ای، فرمانده کشتی فضایی نورماندی گرفته تا جوکر که مدام بذله گویی هایش کاردستمان می داد.




داستان بازی شخصیت های بسیاری را شامل می شود که خوشبختانه همگی به طور کامل پرداخت می شوند و وقت کافی برای خودنمایی دارند
موفقیت شماره اول، بایوور را بر این داشت که مخاطبان را با ساخت دنباله ای بی نظیر برای اثر زیبایش خوشحال کند. دنباله*ای که با نام مس افکت ۲ (Mass Effect 2) در سال ۲۰۱۰ مهمان کنسول ها و البته رایانه های شخصی ما شد. بازی خوبی که ماجراهای شپرد و نورماندی را از سر می گرفت. فرمانده و کشتی فضایی بی نظیری که ماموریتی خطیر را انجام داده بودند و حالا، با بار شهرتی به اندازه یک کهکشان روی شانه هاشان، سفر می کردند. شماره دوم، به دنبال موفقیت بی نظیرِ بازی اول، توانست نه تنها تکرار کننده شکوه پدرش باشد، بلکه این فرنچایزِ تازه متولد شده را به نقطه اوج خودش برساند. مس افکت ۲ با بازخورد هایی بی نظیر از جانب منتقدها مواجه شد و در زمینه فروش هم آمارهایی خوبی از خود به جا گذاشت، به طوری که توانست میانگین امتیاز ۹۴ را کسب کند. آن هم در حالی که هیچ گونه نقدِ منفی*ای در مورد این بازی نوشته نشده است. این موفقیت عظیم، نشان از خلاقیت و تسلط سازندگان بر زیر سبک اپرای فضایی دارد. چرا که داستان های دسته بندی شده در این زیر سبک، نیاز به بسترِ روایی قدرتمند، پیش قصه ای پرداخت شده، تاریخچه ای بی*نظیر و البته ساخت و پرداخت نژادهایی دارند که همگی باید خصوصیاتی خاص، تاریخچه و فرهنگ منحصر به خودشان را داشته باشند. با این حال شاهد این هستیم که بایوور به زیبایی هرچه تمام تر توانسته چنین دنیای عظیمی را خلق کند. دنیایی که از هر جهت کامل و بی نقص به نظر می رسد. چه از نظر خلق موجودات غریبی که از سیارات و منظومه های دیگر آمده اند، چه از ثبت تاریخچه ای به وسعت چندین کهکشان. مس افکت ۲، بازی بزرگی که در حال خواندن نقد و بررسی*اش هستید، شاهکاری ست که اپرای فضایی را چندین قدم به جلو رانده.شپردزدگی مزمن (مرضی که برخلاف اسمش، به شدت لذت بخش است)داستان بازی، درست چند هفته بعد از بازی اول آغاز می شود، جایی که یک کشی ناشناس به نرماندی حلمه کرده و طی این حمله، ما شاهد مرگ فرمانده شپرد هستیم. فرمانده نرماندی در ثانیه های ابتدایی بازی، و تحت کنترل شما میمیرد تا همگی وقوع یک افتتاحیه عالی و جذاب را شاهد باشیم. فصل افتتاحیه بازی، به زیبایی کاری می کند که تازه وارد ها هم شخصیت ها و روابط میان آن ها را درک کنند و دقیق متوجه شوند که شپرد افسانه ای چه اخلاقیاتی دارد.
پس از بازیابی بدن شپرد توسط سربروس (Cerberus) و عملیات احیایی که با نام پروژه لازاروس شناخته می شود، فرمانده شپرد پس از دوسال، چشم هایش را باز می کند و به زندگی بازمی گردد. اپرای فضایی است دیگر، قرار نیست که برای همه رخداد ها توضیح علمی پیدا کنید. شپرد رها شده از مرگ، درست در لحظه حمله به ایستگاه تحقیقاتی بیدار می شود و به کمک جیکوب تایلر موفق می شود از مهلکه بگریزد و به دیدار مردی برود که یکی از مرموز ترین شخصیت های سری را می*سازد. Illusive Man در مورد غیب شدن های بی وقفه و ناگهانی کلونی های انسانی در سراسر کهکشان به شپرد می*گوید و از او می خواهد که باعث و بانی این امر را بیابد. در راه یافتن راز غیب شدن کلونی های انسانی فرمانده شپرد، کشتی فضایی دیگر با نام Normandy SR-2 را فرماندهی می کند که بازهم توسط جوکر دوست داشتنی هدایت می شود.
داستان بازی شروعی جنجالی دارد که خودش را در همان فصل افتتاحیه ثابت می کند. این فصل تصاویری حیرت آور را با سرعت از مقابل چشمان شما عبور می دهد و کاری می کند که در همان دقایق ابتدایی به طوری شگفت آور عاشق این بازی شوید. بازی قدرتمندی که می تواند در طول ۳۰ دقیقه یکی از بهترین نمونه های معرفی شخصیت را به نمایش بگذارد. پس از شروع فصل اول و سفر شپرد با نورماندی جدید، شما باید تیمی را به منظور سفری اکشافی به Omega-4 Relay شکل دهید. تیمی که توان مقاومت در سفری بدون بازگشت را داشته باشد. چرا که شتاب دهنده امگا-۴ نقطه ای از کهکشان است که پس از شروع حملات رمزآلود کالکتورها، هیچ کس از آن بازنگشته است.


illusive man یکی از مهم ترین و در عین حال مرموزی ترین شخصیت های سری، مردی که رازهای بسیاری را در چشم های عجیبش پنهان کرده.