Early Access: یکی از راه هایی است که با آن می توانید زودتر از موعد به بازی مورد علاقه تان دسترسی پیدا کنید و آنقدر بازی کنید تا هنگام عرضه، حالتان از بازی به هم خورد.


Episodic: در تعریف این عبارت از عناوینی همچون بازی های شرکت Telltale و تعدادی انگشت شمار دیگر چشم پوشی کرده و اینگونه Episodic را معنا می کنیم: تضمینی برای شما که مطمئن باشید عنوانی که خریداری کرده اید، از نظر داستانی به آخر نخواهد رسید. پس بهتر است چندان درگیر اتفاقات داستانی بازی نشوید.


E-sports: مخفف عبارت Electronic Sports یا ورزش های الکترونیکی که در آن، گیمرهای فوق حرفه ای می توانند درآمد های میلیون دلاری داشته باشند و امثال من و شما را بخرند.


Emergent: پیش آمده که در بازی اتفاقات جالبی رخ می دهد که مربوط به فعل و انفعالات خود سیستم بازی است نه اسکریپت هایی که سازندگان از قبل نوشته اند. عصاره اصلی بازی های ویدیویی، در کلمه Emergent نهفته است. البته بهتر است بزرگنمایی نکنیم؛ معمولاً سازندگان در پشت پرده کارهایی انجام می دهند که این اتفاقات رخ دهند.


Escort Mission: هنر تبدیل یک بازی سرگرم کننده به یک اثر مشقت بار و عذاب آور، که موفقیت بازیکن به هوش مصنوعی فاجعه بار فردی که باید از آن محافظت کنید وابسته است.


Exclusive: این کلمه به «انحصاری» ترجمه می شود. به عنوانی می گویند که بعد از حداکثر یک سال، همه می توانند آن را بازی کنند.


Exploit: تقلبی در بازی که نباید آن را انجام دهید؛ خصوصاً اگر باعث بزرگنمایی شلختگی و کم کاری سازندگان شود. در نهایت موجب بن شدن شما در مسابقه های آنلاین خواهد شد. پیشنهاد دیجیاتو به شما این است که عین آدم بازی کنید.


Fall Damage: میزان آسیبی که بر اثر سقوط از ارتفاع توسط سازندگان درنظر گرفته شده است. با موشکافی بیشتر در میزان این آسیب متوجه خواهید شد که توسعه دهندگان از شما و پاهایتان متنفر هستند.


Field of View: محدوده دید در بازی های ویدیویی رابطه مستقیمی با مقدار پول در جیبتان دارد؛ هرچقدر کامپیوتر یا کنسول تان قوی تر باشد، محدوده بیشتری توسط دستگاه پردازش می شود.


Farming: هنر ولگردی در یک مکان خاص و گرفتن یک آیتم یا کشتن یک دشمن به طور پشت سر هم، و در نهایت قوی تر شدن در بازی بدون آنکه لذت و چالش واقعی که برایتان درنظرگرفته شده را تجربه کنید.


Finished Game: پروسه ساخت یک بازی ویدیویی به قسمت های مختلف تقسیم می شود. عرف این است که سازندگان اول یک نسخه آلفا یا اولیه از بازی می سازند و بعد وارد فاز بتا یا ثانویه شده و بعد هم عنوان خود را تکمیل کرده و به بازار عرضه می کنند.


اصطلاحی وجود دارد که اگر قبل از زمان انتشار، سازندگان بازی خود را کامل ساخته و مراحل باگ گیری هم تمام شده باشد، بازی «گلد» شده است. اکثر مواقع سازندگان دست گل به آب می دهند و یک بازی پر از باگ های عجیب غریب تحویل مشتریان می دهند پس چندان به تعاریف گفته شده اهمیت ندهید.


Fog of war: محدوده ای از میدان نبرد یا محیط اطراف که از دید شما خارج است. این موضوع در بازی های استراتژی آینده نگرایانه که توانایی بسیاری از کارها را دارید، جدا از آنکه اعصاب گیمر را خرد می کند، غیر منطقی است.


Free to Play: چه چیزی بهتر از آنکه یک بازی مجانی باشد. هدف سازندگان به ظاهر سخاوتمند از ساخت چنین عناوینی، جذب بازیکن ها به سمت بازی خود است که بعد از مدت زمانی، یک سری از قابلیت ها و امکانات بازی را پولی می کنند.


اگر جزو بازیکنانی باشید که بدون استفاده از آن قابلیت ها به بازی ادامه می دهید، در لیست افرادی که سازندگان هر روز به شما فحش می دهند قرار خواهید گرفت.


Games for Windows Live: یادآور دورانی به شدت تلخ که بهتر است درباره آن صحبت نشود.


Ghost: ماشینی که حالت روح دارد و اکثر مواقع در بازی های ریسینگ از شما جلو می زند. جزو منفورترین موجودات بازی های ویدیویی به حساب می آید.


God Game: یک ژانر یا سبک در بازی های ویدیویی که قدرت برتر شمایید و بر دنیای مجازی فکاهی خود تسلط کامل دارید. نکته جالب اینجا است که دیگر چنین عناوینی به دلیل نیاز بازار ساخته نمی شود.


God mode: حالتی از بازی که در آن نسبت به تمام خطرات و دشمن ها آسیب ناپذیرید.


Griefer: بازیکنی که در مسابقه های آنلاین به دلیل مسخره کردن، کشتن، اذیت کردن و در مسیر قرار گرفتن دیگر بازیکنان از بازی کیک می شود. طبق نوشته های دانته، این افراد بعد از مرگ در طبقه پنجم جهنم زندگی خواهند کرد.


Grinding: هنر تبدیل یک بازی لذت بخش با پنج ساعت گیم پلی به یک بازی عذاب آور بیست ساعته که در آن تک تک پلیگان های بازی مورد کاوش بازیکن قرار می گیرد.


Health potion: همان معجون سلامتی معروف که شما را از مرگ در بازی نجات می دهد. یک سوالی که همیشه پیش می آید این است که چرا یک شخصیت در خط اصلی داستان بازی آسیب می بیند، از این ماده معجزه آسا استفاده نمی کند.


Indie Game: عناوین مستقل معمولاً با پشتکار و تلاش فردی که در گاراژ خانه اش مشغول بازی سازی است به وجود می آید. سازنده یا روی گنج می خوابد یا توسط سران نشریات گیمینگ پشتیبانی مالی می شود.


Instance: بخش از دنیای یک بازی چندنفره که فقط مخصوص شما و یارانتان تدارک دیده شده تا با خیال راحت به گشت و گذار بپردازید، بدون آنکه انسان های مزاحم در ولگردی شما خلل ایجاد کند.


JRPG: مخفف عبارت نقش آفرینی ژاپنی که نسبت به دیگر ژانرهای بازی های ویدیویی، شباهت بسیاری به کتاب های رمان دارند. روی موسیقی متن این عناوین به شدت کار می شود و مدل مو شخصیت های بازی فوق العاده مسخره است.


Kill Streak: نوعی تقدیر از بازیکن به خاطر کشتن چند بازیکن حین یک دست بازی، که اگر زیاد آن را تصاحب کنید به این معنا است که از بقیه افراد در مسابقه بهتر هستید. مثلاً در سری کال آو دیوتی، اگر توانستید 25 بازیکن را بدون آنکه بمیرید بکشید، به نشانه تقدیر از مهارتتان در سلاخی دیگران یک بمب اتم به شما تعلق می گیرد تا دنیای بازی را نابود کنید.